ابن هشام الحميري ( مترجم : سيد هاشم رسولى محلاتى )
102
السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي )
( 1 ) گذارد و داستانش را پيش از اين بيان داشتيم ) [ ( 1 ) ] در جنگ احد با ابو سفيان - رئيس لشگر قريش - برخورد و پس از تلاشى كه هر دو كردند حنظلة بر او مسلط شد و نزديك بود كارش را بسازد كه شداد بن اسود بن شعوب - يكى از مشركين - متوجه شده خود را بحنظلة رسانيد و با شمشير او را از پاى در آورد ، ابو سفيان كه چنان ديد ضمن اشعارى از ابن شعوب تشكر كرد و او را ستود و حسان بن ثابت و حارث بن هشام نيز در پاسخ ابو سفيان اشعارى سرودند [ ( 2 ) ] رسول خدا صلى اللّه عليه و آله به مسلمانان فرمود : رفيقتان حنظلة را فرشتگان غسل ميدهند اصحاب كه اين سخن را از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله شنيدند از اهل خانهاش حال او را پرسيدند همسرش گفت : هنگامى كه جارچى رسول خدا مردم را بجنگ دعوت كرد حنظلة با حال جنابت از خانه بيرون آمد و با همان حال بميدان جنگ رفت . پيروزى موقتى كه دنبالش شكست بود : پافشارى و شهامت مسلمانان در اول كار زياد بود و خداى تعالى نيز آنها را يارى فرموده سپاه قريش را در هم شكستند و جاى ترديد نماند كه قريش رو بهزيمت نهاده بودند زيرا پرچمداران ( يكى پس از ديگرى بدست على بن ابى طالب [ ( 3 ) ] ) از پاى درآمدند و كار به جائى رسيد كه ديگر كسى جرئت نداشت آن پرچم ميشوم را بدست بگيرد . زبير گويد : به خدا سوگند در آن حال هند و كنيزان و زنان ديگرى را كه همراه او بودند ديدم كه لباسهاى خود را جمع كرده فرار مىكنند ، و همين سبب شد كه تيراندازان مسلمان پشت جبهه را خالى كنند و بهواى جمع آورى غنيمت بوسط ميدان بيايند و با اين عمل سواره نظام دشمن از پشت سر بما حمله كردند و در اين ميان نيز
--> [ ( 1 ) ] بصفحه 378 ج اول مراجعه شود . [ ( 2 ) ] سيرة ابن هشام ج 2 : 75 . [ ( 3 ) ] ابن اثير در كتاب كامل ج 2 : 57 و طبرى در تاريخ خود ج 2 : 196 گويند : تمام پرچمداران قريش بدست على بن ابى طالب كشته شدند .